عبد الكريم بى آزار شيرازى

190

باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى)

موسى كه سخت خسته و گرسنه شده بود ، اظهار داشت : - لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً ( مىخواستى در برابر آن اجرتى دريافت دارى . ) - خضر : هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ ( اينك وقت جدايى ميان من و توست . ) اكنون بيا تا برايت تأويل و واقعيت آنچه را كه تو بر آن صبر نداشتى بازگو كنم . اما آن كشتى متعلق به افراد بيچاره‌اى بود كه در دريا كار مىكردند ، خواستم آن را معيوب كنم زيرا مىدانستم در پشت سر آنها پادشاهى ستمگر است كه هر كشتى سالمى را غاصبانه مىگيرد . پادشاه ستمگر زمان حضرت موسى ( ع ) كه مسلط بر درياى عقبه بود ، هداد بن بداد مىباشد كه تورات درباره‌اش مىگويد : « و حوشام مرد و به جايش هداد بن بداد كه در صحراى موآب ( اردن ) مديان را شكست داد ، پادشاهى كرد و اسم شهر او عويت بود . » « 1 » اگر هداد بن بداد همان پادشاهى باشد كه كشتيها را در دريا مىگرفته دريايى كه حضرت موسى ( ع ) و خضر در آن سوار كشتى شدند ، درياى سرخ و يا خليج عقبه است و مجمع البحرين محل پيوند خليج عقبه با درياى سرخ است . زيرا كه هداد بن بداد بر سرزمين مدين ( عويت ) استيلا داشته و استيلاى وى بر مدين به معناى استيلاى وى بر خليج عقبه است . « 2 » اما در مورد پسر بچه‌اى كه ( پس از فرود از كشتى در بندر ايله ) به قتل رساندم مربوط به پدر و مادرى با ايمان بود ، كه اگر بزرگ مىشد آن چنان به كفر و طغيان مىپرداخت ، كه حتى پدر و مادرش را هم از راه بدر مىبرد . و خواستيم كه خداوند به جاى آن فرزند پاك و مهربانى به پدر و مادر با ايمانشان بدهد . اما ديوار ، متعلق به دو نوجوان يتيم آن شهر بود كه زير آن گنجى متعلق به آن دو بود ، و پدر و مادر آن دو صالح بودند ، و پروردگارت خواست كه آنها به نيرو و جوانى خود برسند و گنج خويش را بيرون آورند ، از روى مهر و بخشايشى از پروردگار تو ، و

--> ( 1 ) . تورات ، سفر پيدايش ، 36 : 35 . ( 2 ) . سعيد حوى ، الاساس فى تفسير القرآن ، ج 6 ، ص 3215 .